ماهواره داشتن ، پتانسیل امنیتی آدم را بالا می برد به گونه ای که ما دیشِ مان را در کور ترین نقطه ی پشت بام قایم میکنیم تا کسی آن را از خیابان نبیند ، و یا آن را در بالکن گذاشته و رویش پارچه می اندازیم ، بدون اینکه احدالنّاسی متوجه آن بشود.

ماهواره باعث پیشرفت تکنولوژی در ما می شود. مثلاً وقتی پدرمان کانالی را قفل می کند ، ما انواع و اقسام عددها را امتحان می کنیم تا به رمز دست بیابیم و این باعث می شود که ذهن ما به کار بیفتد.

ماهواره داشتن کلاس دارد ، به گونه ای که اگر کسی در خانه اش ماهواره نداشته باشد اورا اُمّل و بی سواد و از جامعه دورمانده میخوانند!

ماهواره داشتن در بحث های گروهی و فامیلی به ما کمک می کند ، مثلاً شب های جمعه خانواده ها دور یکدیگر جمع شده و عکدمی نگاه می کنند و در پایان آن را برای هم تفسیر میکنند و در آخر به این نتیجه می رسند که آنها استعداد خواننده شدن را داشتند اما سوختند !!

ماهواره داشتن حس کنجکاوی انسان را دو چندان می کند ، مثلاً ما در خانه ساعت ها راجع به این موضوع بحث می کنیم : که چرا آقای “روزخیز” روز به روز جوان تر میشود.

پدرم فکر میکند آنهایی که پایشان آن ور آب است ، بهتر می دانند درون مملکت چه خبر است! و من هرچه میخواهم او را توجیه کنم فایده ندارد و به من می گوید بچه برو سر درس و مشقت!

ما نتیجه می گیریم که ماهواره بسیار چیز مفید و کارآمدی است و ضررهای آن شاید به تعداد انگشت های یک دست هم نرسد! من به آقای معلم توصیه می کنم که یک ماهواره بخرد تا خودم برایش آبگرید کنم و حتماً برنامه های جـِـن تی وی را تماشا کند ، چون اگر نکند ، نصف عمرش بر فناست.

پایان